ایرانی ام و مازندرانی. همجوار مادر- مکان جهان، غار هوتو. اولین بار پدر بود که مرا به خواندن خواست و مداد را در انگشتان کوچکم جای داد. می نویسم و می سرایم، با دلیلی ناشناس که آشنای تمام غزل های زندگی ست. با تمام شاعران جهان زیسته ام اما نیما نیای غریب من است که همه در سایه اش زندگی می کنند بی دستی که خورشیدش را بشناساند و من به جهدی چنین برخاسته ام.

شعر

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات

معصومِ مژه های لبریزِ سکوت !
غمبادِ ترانه ها
              می ترکند
با تلنگری
از کوچه های پاورچینِ
قلبی که
در نگاهی می تپد.

حوّای عاقل
          سیبِ سرخِ
                    دَمی ست
که در هر بازدم
            مهربانی می زاید.
ادامه مطلب...
 
((هرا))

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات


بنشينم اگر
در هر جاي عاطفه ات
و فتيله هاي سرود را
در چوبدستيِ خونِ شورَم
فرو برم!
پرنده مي خواند آيا؟
راه
راه
راه
مي گذرد از من
با تيزاب سنگ هايي كه
فرو شد
از آغوش مادرم
هرا
كه تو را
مسيري داد
تا بشير نگاهت را
در سايه بان دستانت
به دريا دهي.

ادامه مطلب...
 
((كلاسِ))

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات


مرا در گله هاي گناهِ خود
هِي مي كني
با چوبدستِ موسي
چرا كه ديشب
زلف خدا را
شانه كردم
با دندانه هاي عشق.
در غار ازلي
حِصّه ام قصه اي ست
زاده ي غور
كه اِحرامِ انسانِ رحًم
در متنِ سروِ ناتراش
فرسوده مي شود.
زمزمه ي كولي
بازي
آتش
سكوت.

ادامه مطلب...
 
شعر

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات

ترانه هاي غم بارِ سكوت
مي بارد
ميانِ رقص شيشه و
سنگ
تا دنباله ي نگاه تو
مدِّ
رهايي را
شكوفه كند.
نبضِ شكسته ام
در دلْ دِلِ
صاعقه ي سبزِ فردا
به روياي شناي آب
در شن.

ادامه مطلب...
 
شعر

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات

مي پرد
در من
شعله اي كه خاكستر ندارد
و هوش بيداري را
تلنگري مي شود
چرخان.
ابديت را آرامشي نيست
بازِ بيتابيِ چشم است
كه شكوفه را بي مجال شكوفه
پرريز مي كند.
آنكه رداي باغباني را ربود
آبُش
جوبار تلخ كافور
روزمرگي ست.

ادامه مطلب...
 
((شاملو برجسته ترين وارث نيما))

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات

سير تكاملي شـعر ايران حاصل تلاش جـــــگرسوز شاعران خـلاقي ست كه بي ادعا و تنها، عصاره ي عاشـقان شده و بــي هياهوي موج اندازان ساحل نشين، توفان بپا كرده و فـردا را سيراب چشمه ي بيداري مي نمايند.
در سرِ او، همه انديشه اش اين:
من به راهِ خود بايد بروم،
كس نه تيمارِ مرا خواهد داشت.
در پُر از كشمكش اين زندگيِ حادثه بار،
( گر چه گويند نه) هر كسْ تنهاست.
آن كه مي دارد تيمارِ مرا، كارِ من است.
من نمي خواهم درمانم اسير.
صبح وقتي كه هوا روشن شد،
هر كسي خواهد دانست و بجا خواهد آورد مرا،
كه در اين پهنه ور آب،
به چه ره رفتم و از بهر چه ام بود عذاب؟                  (نيما)
احمد شاملو يگانه اي ست كه زايش دوباره ي آن، بختي بزرگ مي خواهد تا با واژگان بي آرِش، جهان را سرمستِ حضورِ مهرباني كند. او فرزند نظامي مردي دائم الماموريت بود كه زندگي بسيار وحشتناكي را به خاطر كار و كارآكتر پدر، نصيبش كرد. افسري كله شق كه هميشه به او ماموريت هاي پرت و دور از مركز مي دادند.
جنگ دوم جهاني او را به حمايت از آلمان واداشت و در تهران دستگير شد.
پس از آزادي از بازداشتگاه سياسي متفقين در رشت و ادامه تحصيل در اروميه به تهران آمد. اول فروردين سال 1325 ، روز آشنايي اتفاقي شاملو با شعر نيماست. بر بساط يك روزنامه فروشي، نقاشيِ نيما، كارِ رسام ارژنگي و چاپ شعر ناقوس در روزنامه ي پولاد, آغازي براي اين ارتباط مي شود.
ادامه مطلب...
 
((گردشگري و جايگاه آن در شرق مازندران))

 چهارشنبه 29 مهر 1388    شعر   Print چاپ   Print نظرات

گردشگري و جهانگردي امروزه به عنوان صنعتي قدرتمند و جذاب در جهان از جايگاه ويژه اي برخوردار است و سـود حاصله از آن در بـــرخي از كشورها به عنوان پايه ي ارزي و توليد ناخالص ملي محسوب مي شود.
صنعت گردشگري علاوه بر ايجاد سلامت جسم و جان مردم مي تواند در ارتقاي فرهنگ اوقات فراغت، كاهش پديده هاي ناهنجار اجتماعي و فرهنگي، تحكيم تفاهم ملي، منطقه اي و جهاني،گسترش اشتغال، توزيع درآمد، سرعت گردش پول و سرمايه، ارزآوري و گسترش صادرات و توليد صنايع منطقه اي، معرفي خصوصيات اقليمي-جغرافيايي و انتقال فرهنگ و هنر بومي، نقش مهمي را ايفا نمايد.
گردشگران خارجي را مي توان با توجه به حضورشان در مناطق ديگر به سه دسته تقسيم نمود. گروهي كه به عنوان توريستهاي تجاري سفر مي نمايند كه عمدتاً در مناطق ساحلي و مرزي تردد نموده و با آوردن كالا و يا خروج كالا از منطقه، سدشكن قيمتها در شهرهاي بزرگ محسوب مي شوند و عدم تثبيت قيمتها و قاچاق كالا، شرايط جلب گردشگر را فراهم مي نمايد.
عده اي از گردشگران با توجه به نوع تخصص خود و احساس نياز به بازديد از اماكني خاص سفر نموده كه گردشگراني حرفه اي محسوب مي شوند. اين گروه به نقاط مختلف جهان سفر نموده و با صرف كمترين زمان و هزينه، نياز خود را برآورده مي نمايند.
ارزآورترين گروه گردشگري متعلق به توريست هاي غيرحرفه اي ست كه تنها براساس تبليغات و معرفي تـورهاي گردشگري در نقاط ويژه از نظر هنري، تاريخي و يا طبيعي استقـرار يافته و از امكانات موجود بهره برداري مي نمايند.
گردشگران داخلي هم بر اساس آشنايي از منطقه و يا تبليغات مختلف، از امكانات و مواهب طبيعي- تاريخي و ديني سرزمين خود استفاده مي نمايند.
توريسم در گسترش و تنوع نگاه گردشگران موجد شاخه ي جديد در جها ن گرديد كه با نام اكوتوريسم، شاخه ي عظيمي را در جلب و جذب گردشگران بوجود آورد. استفاده از طبيعت، زيستگاهها و مناطق طبيعي نيازمند ايجاد شرايطي ست كه رفتار با طبيعت و صدمات احتمالي ناشي از اين حضور را ناگزير مي كند.
امروزه اكوتوريست ها بايد رفتارشان با طبيعت، سالم و بدون زيان باشد. جامعه ي بين المللي اكوتوريسم، اين پديده را، - سفر مسئولانه به مناطق طبيعي كه محيط زيست را حفاظت و ارتقاي وضع زندگي و معيشت مردم محلي را حمايت مي كند- تعريف نموده است.

ادامه مطلب...
 

1 2

ابزار
  • Decrease font size
  • Default font size
  • Increase font size