ایرانی ام و مازندرانی. همجوار مادر- مکان جهان، غار هوتو. اولین بار پدر بود که مرا به خواندن خواست و مداد را در انگشتان کوچکم جای داد. می نویسم و می سرایم، با دلیلی ناشناس که آشنای تمام غزل های زندگی ست. با تمام شاعران جهان زیسته ام اما نیما نیای غریب من است که همه در سایه اش زندگی می کنند بی دستی که خورشیدش را بشناساند و من به جهدی چنین برخاسته ام.

بهاریه

 پنجشنبه 12 فروردين 1389    شعر   Print چاپ   Print نظرات

شکوفه
بوسه
سبزی
ما هم بهار می شویم؟! 
ادامه مطلب...
 

1

ابزار
  • Decrease font size
  • Default font size
  • Increase font size