ایرانی ام و مازندرانی. همجوار مادر- مکان جهان، غار هوتو.
اولین بار پدر بود که مرا به خواندن خواست و مداد را در انگشتان کوچکم جای داد. می نویسم و می سرایم، با دلیلی ناشناس که آشنای تمام غزل های زندگی ست. با تمام شاعران جهان زیسته ام اما نیما نیای غریب من است که همه در سایه اش زندگی می کنند بی دستی که خورشیدش را بشناساند و من به جهدی چنین برخاسته ام.
در سيوپنجمين اجلاس كميتهي ميراث جهاني يونسكو كه از 29 خردادماه در مقر اصلي يونسكو در پاريس آغاز بكار كرده است، پرونده اي با عنوان «باغ ايراني» مشتمل بر باغ پاسارگاد و ارم از استان فارس، پهلوانپور و دولتآباد از استان يزد، فين و چهلستون از استان اصفهان، اكبريه از استان خراسان جنوبي، عباسآباد از استان مازندران و شاهزادهي ماهان از استان كرمان از سوي ايران معرفي و به ثبت رسيد.
اهميت اين موضوع براي كشور ما و اماكن ثبت شده نشانه اي از ارزشمندي اماكن تاريخي، طبيعي و باستاني سرزمين ماست و از منظر جهاني فرصتي ست تا ايران، نقش و سهم خود را در میراث جهانی به نمایش درآورد. از شاخصهای سهم هر کشور در میراث جهانی، حضور و ثبت آثار و اعلام سهم جهان در مالکیت معنوی اثر مي باشد. در ثبت جهاني، تعهد كشور دارنده اثر در حفظ و نگهداري و استفاده متقابل از توانایی هاي علمی و فنی حفاظت و منابع مالي از آن، توسط میراث جهانی و سازمان یونسکو مورد تاييد قرار مي گيرد. از ديگر سو پس از ثبت هر پرونده در كميته ي ميراث جهاني، کشور دارنده اثر موظف است تا با نگهداري علمي از هر گونه تخريب و تهدید اثر جلوگيري نمايد و متهم به بي كفايتي در نگهداري يك اثر جهاني نشود. کشوری که در جهت ثبت جهاني آثار خود تلاش مي نمايد با اعلام تعهد خود نسبت به حفظ اثر، به ناظران بين المللي اجازه مي دهد تا در حفظ و نگهداري آن دخالت نمايند.
شنبه 10 ارديبهشت 1390 مقالات و یادداشت ها چاپ نظرات
هشتم ارديبهشت زادروز سيمين دانشور است. اولين زني كه به داستان نويسي حرفه اي پرداخت و با تربيت دانشجويان فراواني كه افتخار شاگردي اش را داشتند جامعه ي فرهنگي و ادبي ايران را بارور نمود. شاگردان پيرشده اش آرزوي ديدارش را دارند تا در برابرش سر خم كنند و بر دستان چروكيده اش بوسه زنند. امسال سيمين نود ساله شده است. ديگر از آن صداي پرصلابت سال 1356 در انستيتو گوته خبري نيست. در آن سخنراني گفته بود: «زندگی كه در آن وقوف و آگاهی و دريافت هنرمندانه واقعيت حتی نسبت بهجنگهای اتمی موجود است، نمیتواند پوچ باشد. زندگی كه در آن اميد و دوستی و عشق و گل و شعر و موسيقی هست نمیتواند پوچ باشد . زندگی كه در آن مبارزه هست، بشرطی كه راه آن مبارزه با حق و حقيقت سنگ فرش شده باشد نمیتواند پوچ باشد.» و اين اميد بود كه توانست او را با توجه به مشكلات فراواني كه گريبانگيرش شده بود، بيدار نگه دارد و خوشبختانه حافظه اش مختل نشود. حالا سيمين بانو در اتاقي كه پر از صداي جلال، نيما، شاملو، فروغ، گلستان، اخوان، خويي، ساعدي، گلشيري و دهها هنرمند برجسته ي ايران زمين است، آرام با واكري در دست قدم برمي دارد و مهربان پرستارانش، پروانه وار شمع وجودش را پاسباني مي كنند . دكتر سيمين دانشور يكي از بزرگترين معلمين سرزمين ماست كه بايد نسل امروز حضورش را درك كند. من افتخار ديدار و همكلامي پيوسته با او را دارم و به نيابت از شما بر دستانش بوسه مي زنم و برايش سلامتي آرزو مي كنم. (ارديبهشت 1390- محمد عظيمي)
از بر اين بي هنر گردنده ي بي نور/
هست نيما اسم يك پروانه ي مهجور-
نيما يوشيج پدر شعر نوين ايران، صد و پانزده ساله شده است و فرزندان معنوي اش در حالي به استقبال زادروزش مي شتابند كه هنوز نام و هنرش به شايستگي معرفي نشده است. با توجه به اينكه در سال 1375 نام بلند نيما توسط سازمان علمي-فرهنگي يونسكو در ليست مشاهير جهان به ثبت رسيده و در خانه ي اجدادي اش در يوش آرميده است، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور نتوانسته است نسبت به ساماندهي و حفظ بافت تاريخي روستاي يوش، تكميل خانه و موزه ي نيما، ساخت يادماني درخور بر مزار شاعر و ايجاد اماكن گردشگري و اقامتي روستايي، اقدامات شايسته اي را به انجام برساند. خانه ي مسكوني نيما در تهران نيز غيرقابل سكونت و در حال تخريب مي باشد و بايد نسبت به ثبت، خريداري، ساماندهي و ايجاد مكاني براي حضور دوستداران پدر شعر نوين ايران مهيا شود. ققنوس شعر ايران شايستگي آن را دارد تا مسئولين فرهنگي روز 21 آبان ماه را به مناسبت زادروز شاعر، به نام «روز نيما و شعر نوين ايران» در تقويم رسمي كشور به ثبت برسانند. شاعران، هنرمندان و دوستداران شعر نيما در ساليان اخير با طرح روز شعر نوين ايران خواستار اين اقدام سترگ فرهنگي شده و جناب آقاي مهندس طاهايي، استاندار محترم مازندران نيز در دومين همايش ملي نيماشناسي نيز به نامگذاري روزي به نام نيما تاكيد داشته اند. شاعران، هنرمندان و دوستداران تاريخ، شعر و ادبيات ايران زمين كه خود را فرزندان معنوي نيماي بزرگ مي دانند خواستار آنند تا مسئولين فرهنگي كشور نسبت به تكريم و پاسداشت فرزند شايسته ي البرز اقدامات لازم را انجام داده و با ثبت روز 21 آبان به نام نامي نيما و شعر نوين ايران، از فرهنگ و هنر ايران زمين حمايت نمايند. -
من شاعر مردمي دگر هستم/
وزبيـن همـه دگر دگرسانم/
من آتش جسته از تـن قرنم/
بيرون شده از دل كهستانم -
با سپاس از حمايت شاعران، هنرمندان و فرزندان برومند ايران زمين
-محمد عظيمي
-
11/8/1389
((جهت پیوستن به حامیان روز شعر نوین ایران به آدرس nimasher.blogfa.com مراجعه نمایید.))
انجمن دوستداران حافظ بابل برگزار می کند: (سیری گذرا در تاریخ شعر مازندران) سخنران: محمد عظیمی، شاعر، پژوهش گر و نیماشناس / همراه با شعرخوانی و نغمه های مازندرانی – پنجشنبه 29/11/1388 ساعت 30/4 عصر – مجتمع سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی بابل
در این سالمرگی ریشه ها گم می شوم میان نم بارِ تنهایی یِ واژه ها ملودی ها و مضراب ها که ستم بر سیم چکاوک خسته تازیانه می زند. نازکای نسیمی که از انگشتانت می وزد سرود مهربانی را در این زمهریر تنهایی نجوا می کند. تابت تابان باد که بیداد را تابش نبود.